تبلیغات
ازدواج به سبک ایرانی - چه کسی مسئول است...

ازدواج به سبک ایرانی
 
ازدواج نصف دین است!
این همه گفتیم، نوشتیم، شنیدید، خواندید... ازدواج کنید، ازدواج کنید. پیامبر فرمود، امامان سفارش فرمودند، قرآن تاکید کرد که ازدواج کنید. اما آیا واقعا امکان ازدواج برای جوانان وجود دارد؟
این مطلب هرچند تند تلنگری است برای همه که دستشان در کار است نیز اخطاری است برای آنان که درک می کنند.

اساس اولیه شروع یک زندگی مستقل بر خوراک، پوشاک و مسکن استوار است، سه رکن اصلی که بدون آن نه زندگی شکل می گیرد و نه در صورت شکل گیری دوام خواهد داشت. جوان ایرانی به امید کسب زندگی آینده تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا با دانش اندوزی به شغلی مناسب برای آینده دست یابد. جوان ورود به دانشگاه را وسیله ای برای دستیابی به آرزوهایش می پندارد. جوان دوران دانشگاهی را به اتمام می رساند و طی این سالها با غریزه جنسی خود درگیر است. یا گناه می کند و یا آن را سرکوب می نماید که در هر صورت کار اشتباهی است، برخی پا فراتر گذاشته وارد روابط نامشروع می گردند.
با اتمام دوره دانشگاهی، جوان تحصیل کرده جایی در بازار برای خود نمی یابد، عده ای رو به تحصیلات تکمیلی آورده و تحصیلات را ادامه می دهند و با وضعیت حاضر باز جایی در بازار کار نخواهند یافت. دوران سربازی پسر ها نیز که باید به گذشت زمان افزوده شود. به عبارتی در خوش بینانه ترین حالات فرد در ۲۵ سالگی از خدمت و دانشگاه فارغ التحصیل شده و هنوز نه  شغلی دارد، نه مسکنی دارد و نه توان تامین هزینه زندگی. این بازه در افرادی با تحصیلات تکمیلی به ۲۷ الی ۳۲ سال نیز می رسد. یعنی مرزی که دیگر کم کم وارد فاز میانسالی می گردد. 
اغلب این جوانان تحصیل کرده و خصوصا پسر ها به کاری مشغول می شوند که اصلا ارتباطی به رشته تحصیلی شان ندارد و عملا این بازه چهار تا شش ساله تحصیلی کاربرد آنچنانی در کار یابی ندارد، البته اگر شغلی پیدا شود که اکثرا نایاب است. گذر زمان و سردرگمی جوان ایرانی که متعجب به وضع خود می نگرد. عملا در این سالها فقط درجا زده است و تغییری در زندگی خود احساس نمی کند.
فرض را بر این میگیریم که بلافاصله بعد از اتمام تحصیل و خدمت سربازی فرد وارد بازار کار شود، حقوقی دریافت خواهد نمود که تنها برای گذران زندگی یک نفر کفاف می دهد و امکان تهیه مسکن، پرداخت اجاره، خرید و... وجود ندارد. باز با فرض این که فرد حقوق مناسبی دریافت می کند، به خواستگاری می رود.
اغلب خانواده های دختران و حتی خود دختران دنبال فرد ثروتمند، ماشین، خانه، مراسم گران قیمت، خرید فلان و ... هستند. که این جوان هرگز توانایی تهیه این لوازم را نخواهد یافت. مگر این که خانواده ثروتمندی پشتوانه اش باشند که این جزء استثناعات است. 
وقتی سخن از اسلام است، عمل ما، تفکر ما، بینش ما نیز باید اسلامی باشد. فقط روی این گزینه ایستادیم که ازدواج زود هنگام سفارش دین است، سفارش پیامبر است، سفارش امامان است لیکن آیا بستر را آماده کرده ایم یا فقط شعار می دهیم؟!.. نمونه آن ازدواج امام علی (ع) و حضرت فاطمه(س) است که در ابتدا با پوست گوسفندی آغاز شد. 
اینبار من کمی منتقدانه به وضع نگاه می کنم و از سرزنش جوانان در امر ازدواج دست می کشم. در این شرایط اگر جوانی توانست ازدواج کند باید جزء نخبگان جامعه طبقه بندی گردد. علت از چیست دانشگاه های ما ایراد دارند؟ اقتصاد ما مشکل دار است،؟خانواده ها دچار بد فهمی شده اند،؟ جوانان ما بی عرضه گشته اند،؟ دولت به این مسئله نظارتی ندارد و یا دلیل دیگری است.
دلیل این وضع بی سامان ازدواج جوانان هر چه که باشد ضربه بزرگی به آینده اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، دینی و اعتقادی کشور خواهد زد. با این وضع دچار گردابی گشته ایم که به شدت آینده ما را تهدید می کند. وضع کنونی بسیار نگران کننده است.
من از هر کسی که در این مورد کاری از دستش بر می آید، عاجزانه و صمیمانه درخواست دارم به این مهم توجه ویژه ای داشته باشند. از والدین، جوانان، دولت مردان، دانشگاهیان و صاحب نظران دعوت میکنم به این مقوله اهمیت ویژه و همت مضاعفی نشان دهند.




نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آبان 1394 توسط مسعود خاكزادیه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مسعود
مسعود خاکزادیه